” کُما ” حالتی از کاهش آگاهی و هوشیاری است که در آن بیمار به هیچ محرک خارجی واکنش نشان نمیدهد و قادر به انجام فعالیتهای ارادی نیست. این وضعیت ناشی از اختلال در سیستم بیداری در مغز و نیز آسیبهای دوطرفه و گسترده به نیمکرههای مغزی یا ساقه مغز است. کُما شامل عدم توانایی در بیدار شدن، عدم پاسخ به محرکهای صوتی و حرکتی، و فقدان هوشیاری نسبت به خود و محیط است. بیمار در این حالت، برخلاف حالتهای دیگر مانند وضعیت نباتی، حتی چرخه خواب و بیداری را تجربه نمیکند. پژوهشها نشان دادهاند که گاهی ممکن است برخی از بیماران در حالت کما، به صورت “آگاهی پنهان” (covert consciousness) از محیط خود آگاه باشند، که از طریق بررسی فعالیت مغزیشان قابل شناسایی است.
این مقاله به بررسی علل، روشهای تشخیصی و درمانهای مرتبط با کما میپردازد.
کما میتواند توسط عوامل مختلفی تحریک شود که میتوان آنها را به طور کلی به علل ” ساختاری، متابولیک و سمی ” تقسیم کرد.
- علل ساختاری: – آسیبهای عروقی مغزی: سکتههای مغزی، انسداد شریان بازیلار و خونریزی مغزی از علل عمدهٔ کما هستند که به خصوص در نواحی ساقه مغز و نیمکرهها رخ میدهند. این نواحی با سیستمهای حیاتی مغز مرتبط بوده و در صورت آسیب به سرعت باعث از دست رفتن هوشیاری میشوند.
– خونریزی داخلجمجمهای: خونریزیهای درون مغز، مثل خونریزی سابآراکنوئید و خونریزی اپیدورال و سابدورال، میتوانند به افزایش فشار داخل جمجمهای و در نهایت کما منجر شوند. این شرایط معمولاً ناشی از ضربه یا شکستگی جمجمه هستند.
– تومورها و ضایعات حجمی مغز: تومورهای مغزی و ضایعاتی که فضای مغز را اشغال میکنند، از طریق فشار روی بخشهای مختلف مغز یا انسداد جریان مایع مغزی-نخاعی باعث کما میشوند. این نوع کما به تدریج و به صورت تدریجی پدید میآید و به دنبال پیشرفت ضایعه حجمی مغز بروز میکند.
– هیدروسفالی حاد: انباشت مایع مغزی-نخاعی در مغز، که به طور ناگهانی فشار داخل جمجمهای را افزایش میدهد، میتواند باعث از دست رفتن هوشیاری و کما شود. درمانهای فوری از جمله جاگذاری شانت یا ونتریکولوستومی ممکن است برای جلوگیری از عوارض بیشتر ضروری باشند.
– آسیبهای مغزی ناشی از تروما: ضربههای سر میتوانند باعث شکستگی جمجمه و خونریزیهای اپیدورال، سابدورال و داخل مغزی شوند که در نتیجه آن فشار روی مغز افزایش یافته و هوشیاری بیمار کاهش مییابد. - علل متابولیک: – دیابت: افت شدید قند خون (هیپوگلیسمی) یا افزایش شدید قند خون (هیپرگلیسمی) که با دیابت کنترل نشده همراه است، میتواند باعث کما شود. وضعیتهایی مانند کتواسیدوز دیابتی (DKA) و وضعیت هیپرگلیسمی هایپراسمولار (HHS) از جمله عوامل دیابتی هستند که منجر به کما میشوند.
– نارسایی کلیه و کبد: نارسایی کلیه (به دلیل تجمع مواد سمی مانند اوره در خون) و نارسایی کبدی (به دلیل کاهش توانایی کبد در دفع سموم) از جمله علتهای رایج متابولیک هستند. این شرایط میتوانند منجر به انسفالوپاتی متابولیک و در نهایت کما شوند.
– اختلالات الکترولیتی: ناهنجاریهایی مانند هیپرناترمی (افزایش شدید سدیم در خون) یا هیپوناترمی، در صورتی که به سرعت درمان نشوند، میتوانند باعث آسیب مغزی و کما گردند.
– کمکاری تیروئید و نارسایی آدرنال: کمکاری شدید تیروئید و کاهش هورمونهای آدرنال میتوانند متابولیسم بدن را مختل کنند و منجر به اختلالات هوشیاری و کما شوند. - علل سمی:
– مسمومیت دارویی: مصرف بیش از حد داروهایی مانند بنزودیازپینها، باربیتوراتها و مخدرها باعث کاهش هوشیاری و کما میشود.
– مواد شیمیایی صنعتی و کشاورزی: قرار گرفتن در معرض گازهای سمی مانند مونوکسیدکربن و سیانید، و همچنین آفتکشها و حشرهکشها، میتواند به کما منجر شود.
– الکل و سموم فلزی: مصرف بیش از حد الکل و مسمومیت با فلزات سنگین (مانند سرب و جیوه) نیز از دیگر عوامل مؤثر هستند.
تشخیص کما
تشخیص کما شامل یک روش سیستماتیک برای تعیین علت و ارزیابی شدت آن است. روشهای زیر معمولاً استفاده میشوند:
معاینه بالینی:
– معاینه عصبی: ارزیابی رفلکسها، پاسخ مردمکها و عملکرد حرکتی برای شناسایی مناطق خاص مغز که تحت تأثیر قرار گرفتهاند.
مطالعات تصویربرداری:
– تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) : ارائه تصاویر دقیق از بافت مغز برای شناسایی آسیبهای ایسکمیک، عفونتها یا ضایعات کوچکتر.
– الکتروانسفالوگرام (EEG) : اندازهگیری فعالیت الکتریکی مغز برای شناسایی تشنج یا الگوهای غیرطبیعی که نشاندهنده اختلال عملکرد مغز است.
آزمایشات آزمایشگاهی:
– پونکسیون کمری (Lumbar Puncture): تحلیل مایع مغزی-نخاعی برای نشانههای عفونت یا خونریزی.
درمان های کما:
استراتژیهای درمانی کما به بیماریهای زمینهای بستگی دارد.
مراقبت حمایتی:
– حمایت تغذیهای: ارائه مایعات داخل وریدی یا تغذیه انترال برای حفظ تغذیه و هیدراتاسیون.
– پیشگیری: بررسی منظم برای جلوگیری از عوارضی مانند عفونتها، زخمهای بستر یا لختههای خونی.
درمان های خاص:
– جراحی: انجام روشهایی برای کاهش فشار از ورم مغز، برداشتن تومورها یا ترمیم بافتهای آسیبدیده.
– مداخلات درمانی: استفاده از درمان اکسیژن پر فشار برای مسمومیت با مونوکسید کربن یا تجویز پادزهر برای سموم خاص.
توانبخشی:
– تحریک حسی: تحریک حسی یکی از روشهای متداول در بازتوانی بیماران کما است که بهوسیله ارائه محرکهای شنیداری، بصری، لمسی، و بویایی سعی میکند پاسخهای سیستم عصبی مرکزی را تقویت کند. تحقیقات نشان دادهاند که محرکهای آشنا مانند صدای اعضای خانواده یا موسیقی مورد علاقه بیمار میتوانند در برخی موارد هوشیاری را بهبود دهند.
– حرکت اندامها و فیزیوتراپی غیرفعال: درمان فیزیوتراپی غیرفعال یا Passive Limb Movement شامل حرکت اندامهای بیمار بدون دخالت اوست که به افزایش جریان خون و کاهش آتروفی عضلانی کمک میکند. این روش علاوه بر جلوگیری از لختههای خونی، به بهبود سلامت عضلات نیز کمک میکند و به طور کلی از کاهش توده عضلانی در بیماران کما جلوگیری میکند.
– تحریک عصبی عمیق و تکنیکهای الکتریکی: تحریک عصب واگ و تحریک مغناطیسی فراجمجمهای از روشهای جدیدی هستند که در برخی مطالعات نتایج مثبتی داشتهاند. این تکنیکها به فعالسازی سیستم عصبی کمک کرده و ممکن است در بیمارانی که سطح آگاهی پایینی دارند، تغییرات مثبتی ایجاد کنند. برخی تحقیقات نشان میدهند که این روشها میتوانند به بهبود نسبی هوشیاری کمک کنند، اگرچه نیازمند بررسیهای بیشتر هستند.
– تصویربرداری مغزی و ارزیابی فعالیت مغزی: استفاده از fMRI و EEG در بیماران کما به پزشکان امکان میدهد تا “آگاهی پنهان” را در این بیماران شناسایی کنند. این ابزارهای تصویربرداری فعالیتهای مغزی را حتی در بیماران غیر واکنشی ارزیابی کرده و به توسعه روشهای درمانی خاص کمک میکنند. این روشها به شخصیسازی برنامههای توانبخشی برای بیماران مختلف کمک کرده و نشان میدهند که برخی بیماران میتوانند تا حدی از محیط خود آگاه باشند .
– تحریک شناختی و رواندرمانی: درمانهای شناختی که شامل تمرینات شناختی و حافظه میشوند، به حفظ فعالیتهای ذهنی کمک میکنند و برای بیماران در مراحل ابتدایی بهبودی مفید هستند. در برخی موارد، این تمرینات همراه با فعالیتهای حسی و فیزیکی استفاده میشوند تا به مغز بیمار کمک کنند مسیرهای عصبی جدید ایجاد کند و بهبود یابد.
پیش آگاهی و بهبودی:
پیشآگاهی برای بیماران کما به شدت به علت، مدت و شدت وضعیت بستگی دارد. برخی از بیماران ممکن است هوشیاری کامل را با کمترین نقصها بازیابند، در حالی که دیگران ممکن است در حالت نباتی باقی بمانند یا از ناتوانیهای طولانی مدت رنج ببرند. مداخله زودهنگام و مراقبت جامع برای بهبود نتایج بسیار مهم است.
نتیجه گیری
کما یک وضعیت بحرانی پزشکی است که نیاز به ارزیابی سریع و جامع برای شناسایی علت و آغاز درمان مناسب دارد. پیشرفتهای ابزارهای تشخیصی و تکنیکهای درمانی به طور قابل توجهی مدیریت و پیشآگهی بیماران کما را بهبود بخشیده است. تلاشهای پژوهشی و کلینیکی مداوم همچنان به بهبود درک و درمان این وضعیت پیچیده میپردازد و امید به نتایج بهتر و کیفیت زندگی بهتر را برای افراد مبتلا فراهم میآورد.